میخ را در آورید

خرید بک لینک

تن آسایی و کاهلی دور کن

بکوش و ز رنج تنت سود کن

" فردوسی"

مردی در مزرعه ای خانه ای خریده و در آنجا ساکن شده بود.او از هر فرصتی برای استراحت و تمدد اعصاب استفاده می کرد.روزی در حالی که روی صندلی لم داده بود و استراحت می کرد، صدای زوزه ی سگی او را بیدار کرد.صدا از اطراف به گوش می رسید. به سوی صدا دوید تا ببیند چه اتفاقی افتاده است.زمانی که نزدیک شد، سگی را دید که از درد به خود می پیچد.فکر کرد حیوان بیچاره زخمی یا بیمار است.درب منزل همسایه را زد و گفت: (( ببخشید، چه بر سر سگتان آمده است؟))

صاحبخانه با خونسردی تمام جواب داد: (( چیز مهمی نیست، او روی میخ نشسته است!))

مرد پرسید: (( پس چرا از جای خود تکان نمی خورد؟))

صاحبخانه گفت: (( آخر آن قدر اذیتش نمی کند که جابه جا شود!))

نکته: بیشتر آدم ها بیش و کم روی میخ هایی نشسته اند و ناله می کنند، اما حالِ این که تکانی به خود دهند و وضع خود را تغییر دهند، ندارند! در زندگی میخ ها کنایه از مشکلات و گرفتاری هایی مانند اجاره خانه، بدهی ها، کمبود ها و سایر نگرانی هایی هستند که ما را احاطه کرده اند.

برگرفته از کتاب : به دنیا آمده ایم تا خوشبخت شویم! - نوشته سعید گل محمدی

رفیق بیش فعال...

ما را در سایت رفیق بیش فعال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی